"پوستر فیلم"
مهمترین شاخصه فیلم در این است که در هیچ ژانری نمیگنجد. اینکه سام پکین پا از ژانر گریزان بود حرفی نیست ولی در فیلم های دیگر او فقط از قواعد ژانر تخطی می کرد ـ مانند" این گروه خشن" که تخطی آشکار از ژانر سینمای وسترن بود ـ در حالیکه "سر آلفردو..." به صورتی کامل و در دوره ای که شدیدا حول ژانر فیلم ساختن قاعده بازی بود دست به ساخت فیلمی زد که به هیچ تعریفی وفادار نبود. فیلم نه وسترن است و نه نوآر . نه متعلق به ژانر وحشت است و نه درام انتقام جویانه.
" صحنه از فیلم " ماهی بزرگ" از بهترین فیلم های پست مدرن دهه اخیر که ادامه سینمای قاعده ناپذیری است که سام پکین پا بنیان نهاد
سام پکین پا از تعریف گریزان بود . فیلم نقش مثبت ندارد . حتی قهرمان داستان یک مزدور است که به دنبال پول قبر می شکافد. ُدختر زیبا و وفادار فیلم که به قهرمان کمک می کند پیشتر یک روسپی بوده است .و این تعریف خود او از سینماست . در فیلمی که اساسا از آن خودش بود. با این فیلم بود که می توان به جرات گفت شالوده سینمای فرا مدرن بنیان نهاده شد. اگر پست مدرنیست ها در سینمای امروز سعی در شکست قواعد بازی دارند ـ همچون کوئنتین تارانتینو و تیم برتون ـ این نوع سینما را مدیون سام پکین پا و سینمای مدرن هستند که به سختی بوجود اورد تا دیگران به راحتی فیلم پست مدرن بسازند
کمتر کسی درعالم سینما در دوران حیات خود اینقدر نادیده گرفته شده است که او. شاید اگر "اورسون ولز" را نادیده بگیریم " سام پکین پا" قدر نادیده ترین فیلمساز طول سینما می باشد که در دوره حیاتش به بدترین شکل ممکن مورد لعن و نفرین سیستم فیلمسازی هالیوود قرار گرفت. سازنده آثاری چون "این گروه خشن " ، " این فرار مرگبار " و... در دوران حیات خود هرگز آنطور که باید مورد احترام تهیه کنندگان و منتقدین قرار نگرفت. روحیه پر خاشگر و عصیانگر او که با افتخار – و البته به دروغ – مدعی خونی سرخپوستی در آن بود – سام یک آمریکایی اصیل بود که ادعا می کرد از طرف مادر بزرک سرخ پوست است!- باعث می شد هر چیزی را که به او تحمیل می شود نپذیرد. هر چند تهیه کنندگان همیشه قدرت اول نظام استودیویی هالیوود محسوب می شدند و همیشه دخل و تصرف را در آثار او اعمال می کردند ولی هر بار با آن روحیه خشن اش با آنها برخورد می کرد و برای همین به بچه بد هالیوود مشهور بود. فیلمسازی که نمی توانست آرزوهایش را آنگونه که میخواهد به تصویر بکشد و یا آنگونه که می خواهند . تنها راه خالی کردن عقده هایش پناه بردن به بطری های الکل بود. همانی که حتی یکبار تبهکاری مکزیکی را استخدام کرد تا رئیس کمپانی مترو گلدین مایر را بکشد چون فیلم او را سانسور کرده بود!! با اینهمه و علیرغم اینکه یعضی از فیلم هایش حتی بسیار پرفروش بود- مانند "سگهای پوشالی " " این فرار مرگبار" و "این گروه خشن" –هرگز متعارف نبود و نشد تا آرزوهایش را به الکل ببرد. از 14 فیلمی که سام پکین پا ساخت تنها 3 فیلم کامل تام ازآن او محسوب شد- حماسه گیبل هوگ، این فرار مرگبار و سر آلفردو گارسیا را برایم بیاورید- و بقیه فیلم هایش از جمله "این گروه خشن" به زیر تیغ سانسور رفت. (هر چند به تازه گی از این فیلم یک دی وی دی با عنوان نسخه کارگردان به بازار آمده است.- و در ایران هم پیدا می شود – که 11 دقیقه اضافه دارد و همین کافی است تا سام پس از مرگ به آرزویش برسد.
"صحنه مشهور فیلم "این گروه خشن" که اکنون شمایل سینمای وسترن هم شده است"
سام در زمان ساخت "این گروه خشن"
سام پکین پا با آنهمه سختی و تلخی ، عصیان و خشونت و اعتیاد به الکل بی تردید عصاره آنچه که امروز سینما می نامندش است. فیلم های او اکنون و در دوران ظهور فرا مدرنیسم- به یمن بزرگانی چون تیم برتن، تارانتینو، فینچر و جارموش- دوباره بینی میشود و قدر می بیند و بر صدر می نشیند. تمام تعریف منفی از سینمای او اکنون نقطه قوت سینمایش است. "این گروه خشن اکنون به یقین یک فیلم کالت کامل در سینمای وسترن محسوب می شود. و صحنه مشهور حرکت دار و دسته پایک بیشاب ( ویلیام هولدن، بن جانسون، وارن اوتس و ارنست بورگناین ) برای نجات آنجل به شمایل سینمای وسترن تبدیل شده است در حالیکه همین فیلم در زمان ساخت شدیدا مورد نقد قرار گرفت که به سینمای وسترن و تعاریف این ژانر خیانت کرده است و خشونت عریان آن را خارج از حد تحمل تماشاگر دانستند. " صلیب آهنی" اش که بی سر و صدا آمد و رفت ( جز تلفن مشهور اورسون ولز به سام پس از دیدن فیلم) اکنون در ردیف بهترین فیلم های جنگی ضد جنگ طول تاریخ سینما قرار دارد. " سگ های پوشالی" به عنوان یک تریلر کالت کلاس درسی برای فیلمسازان این نسل محسوب می شود. خشونت جاری بر سینمای سام پکین پا عریان است ولی آزار دهنده نیست آنقدر که از خون به عنوان ابزاری برای شاعرانگی استفاده می برده است. رقص مرگ های او هرگز در سینمای جهان تکرار نشدو اسلوموژن تا ابد با سینمای او گره خورد و بعید است کسی به اسلوموژن در سینما بیندیشد و به یاد سام بزرگ نیفتد. شمایل مردانگی نیز با سینمای او ماندگار شد. اگر ما اکنون استیو مک کویین ، ویلیام هولدن یا چارلتن هستون را به عنوان شمایل مردانگی در سینمای جهان می شناسیم این مدیون سام پکین پاست. غرور مردانه قهرمانانش را – یا ضد قهرمان- یادتان هست پایک ایستاده جان داد؟ و سروان در سرگرد دندی جان در راه قولش داد یا به یاد بیاورید مک کویین را در "این فرار مرگبار" –مقایسه کنید با غرور مردان سینمای امروز و در هیبت امثال راسل کرو و بروس ویلیس تا ببینید سینمای امروز تا چه حد وامدار آن تصاویر کلاسیک است. سام را ضد زن می دانستند ولی نگاه او به زن نگاه مخالف نبود نگاهی افلاطونی بود که در هیاهوی مردانگی سینمایش گم می شد. محض نمونه در فیلم های – این فرار بزرگ، سگهای پوشالی ( نیمه دوم) یا سر آلفردو گارسیا را برایم بیاورید - دقت کنید که چگونه زنان مکمل قهرمانان مرد در سینمای پکین پا می شود.
" در اواخر عمر"
" پوستر فیلم مشهورش"
سام پکین پا امروز مزد جسارت و نبوغش را می گیرد و سینمای امروز و هنر سینما به خوبی از خجالت او در می آید ولی هنوز فیلم هایی از او هستند که به قدر و منزلت واقعی خود نرسیده اند. قدر نادیده ترین فیلم سام پکین پا به یقین " سر آلفردو گارسیا را برایم بیاورید " است که صحبت در این باره به زمانی دیگر نیاز دارد
تقدیس مادر یکی از مقدس ترین تعاریف داستانی در سینماست.این قصه همواره به اشکال گوناگون در تمام زبان ها و تمام هنر ها متجلی است . در تندیس سازی از هیچ چیز به اندازه مادر تندیس تراشیده نشده است. در موسیقی کمتر خواننده ای هست که در باره مادر آهنگی نداشته باشد. در سینما هم همواره فیلمسازان بر این درام بشری توجه داشتند. از فیلم مشهور "مادر " ساخته "پودفکین " گرفته تا همبن "م مثل مادر " شادروان "رسول ملاقلی پور" . اما با عنایت به لابلای فیلم های پیرامون "مادر" به این نکته اساسی می رسیم که نقش مادر در سینما عموما تصویری بسیار مستعمل از رنج و محبت و فداکاری و همان سنت حسنه مادر برای فرزند مردن است. این تصویر بدی از مادر و تلاش قدس او برای تربیت کودکان نیست . مسئله وجود چیزی به نام تکرار در سینماست که به کلیشه معروف است و البته همیشه همان ها هستند که قضیه را لوس می کنند. توجه کنیم بین فیلم قدردیده شده و اسکاری " انتخاب سوفی" با بازی خوب مریل استریپ و "مادر " داوژنکو چه تفاوتی هست؟ فبلمها متفاوتند. موضوع فیلم کلا ربطی به هم ندارند. ولی مادر همان مادر است با تمام تعاریف مستعمل. و همین باعث می شود ما در ذهن خود همیشه یک تصویر از زن و مادر در ذهن داشته
باشیم. 
در نگاه سنتی به زن مادر شدن از بارداری تا تولد بچه چندان مایه افتخار زن محسوب نمی شود. پاسخ ساده است چون بارداری یک رفتار جنسی را تداعی می کند. و این تعریف در سینما هم وارد شده است و مفهوم بارداری در سینما چنان که باید جدی و پیش در آمد مادرانگی محسوب نمی گردد. البته این تعاریف در سینمای فرامدرن جهان در حال اضمحلال است. برای نمونه می توان به فیلم " بیگانه " ساخته "ریدلی اسکات" اشاره کرد که ستاره اکشن فیلم در وضعیتی نه مایه شرمندگی(توجه کرده اید زن ها وقتی در مورد بارداری و این حرف ها صحبت می کنند سرخ می شوند انگار از یک گناه حرف می زنند نه از یک افتخار که تا پایان عمر با آنها خواهد بود.)بلکه در وضعیت بسیار مناسب حال یک زن از مفهوم مادری صحبت می کند.
ولی همه این حرف ها به کنار به عقیده من سینمای جهان لااقل تا جایی که من دیده ام (و البته کم هم ندیده ام) فیلمی بهتر از "بیل را بکش ۲" در ستایش مادر خلق نکرده است. در باره این فیلم صحبت نمی کنم. امید وارم فیلم را ببینید و مادر را در این فیلم لمس کنید.
پوستر فیلم
و صحنه ای که بئاتریس باردار است و در مورد ازدواج با مردی دیگر و رفتن سر شغلی دیگر با بیل رئیس سابقش و پدر بچه اش صحبت می کند