تبليغاتX
یک شب آنهم اتفاقی
شاید در نگاه اول "رومان پولانسکی " در فهرست سینماگران تراز اول جهان جایی نداشته باشد آنهم در کنار امثال "آلفرد هیچکاک " و " جان فورد " و " بیلی وایلدر " ولی با نگاهی به سینمای او و کارنامه سینماییش لااقل این را می توانیم درک کنیم که نادیده گرفته شدن او در تاریخ سینمای جهان تا چه حد می تواند در بررسی سینمای نوی جهان خلا ایجاد کند.

او که کار را در فرانسه آغاز کرد با فیلم های "چاقو در آب " و " انزجار " خود را به عنوان کارگردانی مولف نشان داد . اکنون که پس از ۴۰ سال نگاهی دوباره به این دو فیلم میکنیم حداقل من این دو فیلم را از بهترین آثار ژان لوک گدار همچون "مذکر ِ مونث" برتر میدانم.

پس از مهاجرت به آمریکا پولانسکی چند تا از بهترین فیلم های دهه هفتاد امریکا را ساخت که در راس همه آنها " محله چینی ها " و " رقص با خون آشامان را " می توان اسم برد. که "محله چینی ها" اکنون به عنوان اثری کلاسیک در کنار بهترین های جهان جا دارد.

(صحنه ای از فیلم "رقص خون آشامان" با حضور او و شارون تیت)

ولی...

 نقطه عطف اول زندگی او میل او به ساختی فیلم های وحشتناک در مورد شیطان و ماورائ بود که منجر به ساخت دو فیلم بسیار ترسناک در این ژانر شد " بچه رزماری " و "  مستاجر" . که اولی را به عنوان اثری کلاسیک در سینمای ژانر وحشت نام می برند. پوستر فیلم "بچه رزمری"

 نقطه عطف دوم زندگی او زمانی به وقوع پیوست که آن دو فیلم ترسناکش درباره شیطان کار دست او داد و فرقه ای شیطان پرست "شارون تیت" همسر او را که باردار بود  به فرمان رهبرشان در منزلش کشته و تکه تکه کردند. تاثیر عمیق این فاجعه منجر به ساخته شدن فیلم "مکبث " شد که اساسا فیلم بسیار خوبی از آب در آمده و از بهترین اقتباس های تاریخ سینما از آثار شکسپیر است."شارون تیت " همسر" رومان پولانسکی" که بزیگر چند فیلم او هم بود. از جمله "رقص خون آشامان"

نقطه عطف سوم زندگی او که به نظر می رسید ادامه اثرات عمیق عاطفی مرگ همسر و فرزندش به آن شکل بود متهم شدم او به تجاوز به دختری نوجوان بود که هر چند هرگز ثابت نشد ولی باعث شد تا او از امریکا بگریزد و به فرانسه برگردد.

دوره چهارم فیلمسازی او در فرانسه به انواع ژانر ها همراه بوده : از رمانتیک جنسی "ماه تلخ " تا "روان شناختی " دوشیزه و مرگ " ِ از فیلم تاریخی جنگی "پیانیست " تا فیلم (باز هم ) شیطانی " دروازه نهم " و این آخری " الیور" که هر کدام را در سینمای فرانسه اثری معتبر می توان محسوب کرد."ماه تلخ " از  فیلم های دوره سوم

"رومن پولانسکی را از سینمای جهان نمی توان حذف یا نادیده گرفت.

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 17:28 توسط وحید علیرضایی |

حتی تصور اینکه در این آشفته بازار زندگی در مرداب و ماندابی که به وجود آمده بیاییم و در مورد سینما و ادبیات و... بخوانیم و لذت ببریم به این می ماند که من یک فیل را ببینم که با گوش هایش پرواز کرده است و به بالای قله اورست رسیده است. ولی باور کنیم آن فیل گنده را . چون در این وانفسای گل و بلبل و هاله نور و مهدی کلهر و انرژی هسته ای و کار گروه ویژه تکذیب پالیزدار و ... هنوز هزاران نفر در این سرزمین بی مقدار به دنبال ادبیات و سینما هستند. خوش به حالمان.

الف: آلفرد هیچکاک را که همه می شناسند و مشخص است که جایگاه او در سینمای جهان کجاست . ولی تا فیلم سرگیجه او را نبینی باور نمیکنی که معنی نبوغ یعنی چه؟ به تازگی فیلم "اعتراف می کنم " را دیدم و از اینکه یک فیلم معمولی {مگر هیچکاک فیلم معمولی  هم دارد؟} او اینقدر از تمام فیلم های ساخته شده در ده پانزده سال اخیر بالاتر و بهتر ساخته شده است. ( تعارف نکنیم حتی از تارانتینو و برتن هم ) به افسوسی میرسیم که نمی شود آه را در سینه نگه دارد.

 

ب. حالا بیکار شدین و از دست هاله نور و این مهدی کلهر خوش تیپ و طرح ربایش معجزه همه دوران خلاص شدین و وقت کردین مجله  "بخارا " را بخرید و از ویژه نامه دکتر "فریدون آدمیت " مرحوم که بسیار ارزشمند گرد آوری شده استفاده کنید و یادی از بزرگترین مورخ معاصر ایران هم بکنید.

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 14:36 توسط وحید علیرضایی |