تبليغاتX
یک شب آنهم اتفاقی
به تازگی روزنامه اعتماد در ویژه نامه پنجشنبه خود صفحاتی را به سینمای تارانتینو اختصاص داده بود که در لابلای مطالب مقاله ای از سعید عقیقی خود نمایی میکرد که به طرز فاجعه باری سرشار از توهین و اهانت به تارانتینو و دوستدارانش بود . به عنوان بک طرفدار سینما این مطالب را دقیقا به جهت دفاع از خودم می نویسم :

۱- من سینمای تارانتینو را از سال ۱۹۹۴ یعنی زمانی که "پالپ فیکشن " رقیب" زیر درختان زیتون کیارستمی " در کن بود و نخل طلا را از دست کلینت ایستود ربود شناختم و البته ذهنیت بدی به فیلم داشتم چون عرق ملی ام آنرا پس میزد و دوست داشتم کیارستمی نخل طلا را ایران بیاورد و دیگر اینکه گدار در نامه ای به کن از اینکه فیلم تارانتینو را به کیارستمی ترجیح داده بودند گلایه کرده بود. و اگر قرار بر جو گیری ( به زعم سعید عقیقی ) بود باید از این سمت اتفاق  می افتاد

۲- بنده عاشق سینمای خوب هستم با تفسیر خودم نه نظر دیگران و جو عمومی و " جکی براون" استاد را دوست ندارم چون حس مرا نینگیخت.

۳- شکست روایت و زمان که شاهکار نیست استفاده درست از آنها اعجاز می آفریند . و "بیل را بکش " از همان اعجاز هاست به شرطی که جو ( من مثل بقیه نیستم ) یقه سعید جان را نگیرد.

۴- "ضد مرگ " به زعم سعید عقیقی مهوع و وحشتناک بود ولی هنوز نمی دانم آیا ایشان اصلا فیلم را دیده اند یا نه اگر دیده اند دوست دارم به سکانس کرایه اتومبیل در اپیزود دوم و دیالوگ های آن را یکبار  دیگر( در زمانیکه تکرار ورد "من مثل بقیه نیستم" را ترک کرده باشند) نگاه کنند و با موتیف " پا" در هم بیامیزند و یادشان باشد در آمریکا بر خلاف اروپا "پا " نماد جنسی زن است

۵- آقای عقیقی جو گرفتن دیده بودیم اما نه مثل شما. ممنون

 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 9:28 توسط وحید علیرضایی |