بیست و دومین جیمز باند سینما پاک آدم را از لذت های نهفته در سینمای مرسوم به ۰۰۷ نا امید می کند. بحثی نیست که "ذره ای ارامش " فیلمی خوش ساخت و مهیجی است ولی مشکل این است که با دیدن این فیلم واقعا از یاد آدم می رود که دارد فیلمی از مامور مخصوص ۰۰۷ می بیند. ناسلامتی جیمز باند برای خودش تعریفی دارد که اگر آنها را از آن بگیریم دیگر چه فرقی دارد جان سخت n ام را می بینیم ُ ایندیانا جونز را تماشا می کنیم یا مشغول لذت بردن از هنر نمایی جیمز باندیم.
" همه باند های سینما "
راستی اگر فلمینگ فقید زنده بود و قهرمانش را می دید که اینگونه عبوس و خشک در پی ماموریتی چنین جزیی است و ارتباطش با زنان بلوند و لوند اینگونه از سر تکلیف است و لباس اسموکینگ خود را از تن در آورده و مثل بروس ویلیس این همه شلخته شده است و دیگر از آن تجهیزات فوق پیشرفته خبری نیست و بسنده شده است به قهرمان بازی بسیار معمولی ِ آیا می توانست به راحتی دست روی دست بگذاردو حرفی نزند.
۱- تیتراژ مهیج : یادش بخیر باندگرلی بود و آغاز توفانی و بعد تیتراژ کوبنده. " ذره ای آرامش" فقط ۵ دقیقه ماشین سواری در جاده دارد و همین . حتی در زمان تیمولتی دالتون خنک هم ما چنین آغاز مزخرفی نداشتیم چه برسد به شون کانری بزرگوار.
" شمایل کلی باند خودمان"
۲- تیتراژ و ترانه آن : " الماس ها ابدیید " یادتان است صدای "شرلی بسی " چی ؟ آواز دل نشین باربارا باخ اکنون کجاست( جاسوسه ای که دوستم داشت ) یا همین اواخر مدونا آمد و برای روزی دیگر بمیر خواند . حالا باید صدای نکره یک آواز خوان را روی تصاویر چند م رد در تل ماسه و یک زن در دوردست را تحمل کرد. هرگز طراحی تیتراژ " اختاپوس " را به کل این فیلم آخری نمی دهم. قاعده شکنی هم حدی دارد.
۳- معرفی باند: یک جیمز باند داشتیم و یک معرفی محشر که اول با تاکید اسم فامیلش را می گفت و بعد کل اسمش را . هر چقدر منتظر ماندیم انگار دانیل گریک یک باند قلابی است . از سنگ و شن صدا در آمد ولی این باند خودش را معرفی نکرد. شکنجه از این بیشتر؟
۴- bondgirl: باندمان آنقدر جذاب و خوش تیپ بود که هر دختری به راحتی عاشقش می شد ولی بحث بر سر هر دختری نبود. باند با bondgirl هایش زنده بود . دانیلا بیانکی ُ اورسلا آندرس ُ ماد آدامزو ... یادتان که هست ماد آدامز در هند جیمز باند را قال گذاشت و از تراس هتل در رفت و بعد دوباره به دام باند افتاد . میدانید چرا ؟ یا گلد فینگر و صحنه محشر پایگاه و دزدیدن کیت . حالا یک دختر صورت سنگی سرد مزاج آمده است که چه بشود؟ باندمان را کمک کند؟ نخواستیم. همان اوا گرین زیبا که باندمان را عاشق کرده بود کلی از ما حال گرفت این یکی دیگر نوبر بود. اوا گرین بد نبود ها فقط به درد باند ما نمی خورد. شاید باند جدید خوراکش همین باشد ولی باند ما شون کانری و راجر مور است.
۵- خوش تیپ: جیمز باند خوش تیپ است و خوش چهره و جذاب. همیشه و در همه حال. حتی پس از کلی در گیری در کوپه قطار " از روسیه با عشق " یا شکنجه " دکتر نو " یا درگیری خفن " الماس ها ابدیند " و...حالا چه؟ هی تی شرت می پوشد و لت و پار می شود کت و شلوار بدون کراوات تنش است و پاپیون هم که هیچ . آخر کدام دختر زیبایی عاشق یک همچین مامور ویژه ای می شود؟ شم قضاوت کنید. خوب شد که باندگرل " کازینو رویال " به او خیانت کرد. حواسمان باشد جان سخت و هویت بورن نگاه نمی کنیم. جیمز باند نگاه می کنیم.
" جیمز باند شلخته"
۶- نجات جهان : بله . جیمز باند آمده جهان را نجات بدهد نه یک دیکتاتور کوتوله در کشور گمنام بولیوی را شکست دهد. خجالت هم خوب چیزی است از اتحاد جماهیر شوروی و گرت فروبه " گلد فینگر " رسیده ایم به یک کوتوله آمریکای لاتین. یعنی اینقدر باند ما بیکار شده است؟
،- تجهیزات : در " اختاپوس " ساعتی داشتیم که با لیزر فولاد می برید . در " از روسیه با عشق " ماشینی داشتیم که زیر آب هم می شد آنرا راند. حتی تیمولتی دالتون هم تجهیزات عجیب قریب داشت. پس این دانیل گریک چه کار می کند بدون آن تجهیزات فوق پیشرفته جاسوسی؟
خلاصه باند هم باند های قدیم.