تبليغاتX
یک شب آنهم اتفاقی - در رثای فریدون آدمیت
جدال را زمانی باید گزید که هیچ افساری دیگر در دست نباشد ...

 

دکتر فریدون آدمیت

 

 

پدر تاریخ نویسی مدرن ایران درگذشت.

فریدون آدمیت مورخ ، محقق و تاریخدان بزرگ معاصر ایران را شاید کمتر کسی در ایران باشد که مختصر آشنایی با تاریخ معاصر داشته باشد و ستایش نکند . بی تردید او بزرگترین مورخ تاریخ صد ساله ایران بود که قرن پر تلاطم ایران را به تحلیل و تقریر آورد. آدمیت ادامه سنت کهنه تاریخ نویسی ایران نبود . همان که متاسفانه هنوز از از میان تاریخ نویسان (به ظاهر ) ایران رخت خود را نبسته است. او نه جزء که اولین مورخی بود که تحقیق علمی را اصل و تحلیل وقایع را بر آنچه گذشت بنیان نهاد. هر چند بعد از او و هم زمان با او افرادی چون احمد کسروی با" تاریخ مشروطیت" سعی بر نوشتن تاریخ علمی کردند ولی مشخصه کتاب کسروی بیشتر تاریخ مبتنی بر دیده ها بود . و به همین جهت  بار وقایع در شهر زادگاهش تبریز بر نقاط دیگر میچربید که می تواند ضعفی بر علمی بودن کتاب البته با ارزش او باشد ولی تلقی علمی بودن در آثار آدمیت آنگاه به احترام به تاریخ بدل می شود که وی بدون نگاه به سنت تاریخ نویسی مبتنی بر شاه محوری ایران و عرب و بدون تاثیر پذیری از سنت تاریخ نگاری شوروی مبتنی بر تلقی مارکسیستی – و اصل دیالکتیکی تاریخ- که در آن زمان تحت تاثیر سنت آکادمیایی سفارشی دانشگاه مسکو به ابتذال کشیده شده بود، به تحلیل جامعه شناختی از تاریخ بر اساس نقش افراد ( نه به عنوان قهرمان و رهبر سیاسی ) که به عنوان لیدر فکری تاکید می کند . و عمده آثار او بیشتر نه تاریخ صرف که تحلیل اندیشه های افراد موثر در تغییرات ساختاری جامعه ایران بود که منجر به وقایع عظیم تری چون مشروطیت و بعد ها ظهور استبداد پهلوی ها و بعد وقایع سال 57 و جایگزینی نظام مبتنی بر دین در ایران شد. مهم ترین اثر او که البته مقبولیت عمومی هم یافت کتاب مشهور " امیر کبیر و ایرانیان " بود که به تحلیل ساختاری جامعه ایران در زمانه کسی که اولین تلاشها را برای ورود تجدد در ایران کرد می پردازد. این کتاب در حقیقت پدرخوانده کتاب های شخصیت محور در اندیشه سیاسی و تحقیقات تاریخی ،اجتماعی ایران بود که بعد ها توسط افرادی همچون " سید جواد طباطبایی" پیگیری شد و گامی جدید در تاریخ نویسی ایران بود . همچنان که گرد آوری بی نظیر افکار و اندیشه های آقا خان کرمانی و آخوندف در حقیقت گرد اوری اندیشه های تاثیر گذار بر طبقه روشنفکر ایران بود که ارتباطی هم با توده  نداشت زیرا که همانها در نهایت در طی وقایع سال 57 در عقب گردی تاریخی رادیکالیسم مبتنی برتفکرات دینی را پذیرفتند و خود را از اندیشه تاثیر گذاران انقلاب مشروطه که نهایت تلاش برای نوگرایی بود جدا کردند و به نقش سنتی روحانیت که همان آمریت مبتنی بر اصل گناه خود را به گردن دیگران انداختن است برگشتند و نه تنها اندیشه های متجددانه به خاموشی گرایید که "آدمیت " مورخ و محقق بزرگ ایران از کلیه حقوق شهروندی خود محروم ماند تا در مرگی خلوت ، ایران را از وجود یکی از بزرگترین بازماندگان عصر طلایی دارالفنون محروم کند . دانش آموخته دارالفنونی که به دست امیرکبیر به قصد تجدد تاسیس شد و فارغ التحصیلانش به جرم تجدد و روشنفکری به کنج خانه ها  رانده شدند تا در عزلت خود بمیرند و رسانه های  مکتوب و تلویزیون در سکوت از مرگ کسی راحت گذشتند که ورود ایران به تجدد را به هیچ رادیو عنوان راحت نینگاشت و در برابر آن سکوت نکرد.
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 1:13  توسط وحید علیرضایی  |